سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
هر که در این بزم مقرب تر است ... جام ِ بلا بیشترش میدهند ...

همه دعوتند به مهمانی خدا

همه دعوتند و هر کس که نیاید،

نمیداند که چه خطایی میکند.

خداوند باری تعالی همه ی بندگانش را فرا میخواند.

حتی آن دخترک 9 ساله!

هرکس به اندازه ی لیاقتش

و به اندازه ی پاکی دلش

از مهمانی خدا لذت میبرد.

چه بیچاره است آنکه ماه خدا بر او بگذرد

و نداند که خدا در این ماه چگونه به او لطف میکند.

خدایی که آنقدر بندگانش را دوست میدارد

که در این ایام 30 روزه نفس های روزه دارن را

عبادت به حساب می آورد.

سفره ی نعمات خدا در این ماه پهن است

روزه داران بر سر این سفره مینشینند.

هر که عقل بیشتری داشته باشد،

هر که آخرتش را بخواهد

از این سفره تا میتواند بهره میبرد.

به راستی که او در دنیا و آخرت رستگار است.

بنده ای که 30 روز به دستور پروردگارش

نمیخورد و نمی آشامد،

مبداند که روزه فقط،این ها نیست ...

او میداند که خدایش روزه را

بالاتر و برتر از نخوردن قرار داده است.

او میداند که روزه

یعنی نیت بهترین بودن.

یعنی در آن 30 روز بهترین باشد.

پاک باشد.

بنده ی راستین خدایش باشد.

هر آن که 30 روز این بهترین بودن را تمرین میکند

برایش عادت میشود

که در زندگی اش بهترین باشد و

این یعنی خوشبختی بزرگ ...

رستگاری عظیم ...

----------------------------------------

زهرا نوشت : میانِ ربنایِ سبزِ دستانت، دعایم کن

که من محتاجِ محتاجم ...

دعا


+تاریخ سه شنبه 91/5/3ساعت 11:16 عصر نویسنده *زهرا بانو* | نظر

 گفتم: خسته ام!

گفتی: از رحمت خدا نا امید نشوید(زمر:53)

گفتم: هیچکی نمیدونه تو دلم چی میگذره؟

گفتی: خدا حائل است بین انسان و قلبش(انفال:24)

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم!

گفتی: ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم(ق:16)

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!

گفتی: منو یاد کنید تا یاد شما باشم(بقره:152)

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل!

گفتی: خدا نسبت به همه مردم-نسبت به همه-مهربونه(بقره:143)

گفتم: دلم گرفته!

گفتی: باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند(یونس:58)

گفتم: توکلت علی الله!

گفتی: خدا اونایی رو که توکل میکنند دوست داره(آل عمران:159)

گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم!

گفتی: من که نزدیکم(بقره:186)

گفتم: تو همیشه نزدیگی؛من دورم...کاش میشد بهت نزدیک شم!

گفت: هر صبح و عصر،پروردگارت را پیش خودت،با خوف و تضرع و با صدای آهسته یاد کن(اعراف:205)

گفتم: این هم توفیق میخواهد!

گفتی: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟!(نور:22)

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی!

گفتی: پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه کنید(هود:90)

گفتم: با این همه گناه...آخه چیکار میتونم بکنم؟

گفتی: مگه نمیدونید که خداست که توبه را از بنده هاش قبول میکنه؟(توبه:104)

گفتم: دیگه روی توبه ندارم!

گفتی:(ولی) خدا عزیزه و دانا،او آمرزنده گناه است و پذیرنده ی توبه(غافر2-3)

گفتم: با این همه گناه برای کدوم گناهم توبه کنم؟

گفتی: خدا همه گناه ها رو میبخشه(زمر:53)

گفتم: یعنی بازم بیام؟بازم منو میبخشی؟

گفتی: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟(آل عمران:135)

گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم!آتیشم میزنه؛ذوبم میکنه؛عاشق میشم!توبه میکنم!

گفتی: خدا هم توبه کننده و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره(بقره:222)

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک!

 گفتی: خدا برای بنده اش کافی نیست؟(زمر:36)

 


+تاریخ دوشنبه 90/12/8ساعت 8:48 عصر نویسنده *زهرا بانو* | نظر